تبليغاتX
قطعه ای از بهشت به نام اردبیل

یکشنبه هفتم تیر 1388

سبز

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان

 

هستیم.

نوشته شده توسط بابک در 11:48 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388

لطفی علی‌عسکرزاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از دکتر لطفی زاده)
پرش به: ناوبری, جستجو


لطفی علی‌عسکرزاده (لطفی زاده، لطفی ‌عسکرزاده، لطفی ع. زاده) استاد دانشگاه برکلی در کالیفرنیا و بنیان‌گذار نظریهٔ منطق فازی (Fuzzy Logic) است. در بخش یادکرد منابع اکثر متون فنی مربوط به منطق فازی نام او به صورت «Zadeh» ذکر می‌شود.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] تولد و تحصیل

وی در سال ۱۹۲۱ میلادی در شهر باكو در جمهوری آذربایجان متولد شد. پدرش روزنامه نگاری ایرانی و اهل اردبیل و مادرش اهل روسیه بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران (دبیرستان البرز) و تحصیلات عالی را در دانشگاه تهران انجام داد. در برخی مقالات از او به عنوان یک دانشمند آمریکایی یاد شده است.[نیازمند منبع]


لطفی زاده در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونيک دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصيلات به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) در آمريکا رفت و در سال ۱۹۴۶ بود که درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در ام.آی.تی و دانشگاه کلمبیا به تحصیل ادامه داد.

[ویرایش] پژوهش تخصصی

وی در دانشگاه کلمبیا با تدريس در زمينه «تئوری سيستم‌ها» کارش را آغاز کرد. سپس به تدریس در چند دانشگاه معتبر امریکا پرداخت. در سال ۱۹۵۹ به برکلی رفت تا به تدريس الکتروتکنيک بپردازد. از سال ۱۹۶۳ ابتدا در رشته الکتروتکنيک و پس از آن در رشته علوم کامپيوتر کرسی استادی گرفت.

[ویرایش] بازنشستگی

پروفسور لطفی زاده به طور رسمی از سال ۱۹۹۱ بازنشسته شده است، وی مقيم سانفرانسيسکو است و در آنجا به پروفسور «زاده» مشهور است. پروفسور لطفی‌ زاده به هنگام فراغت به سرگرمی محبوبش عکاسی می‌پردازد. او عاشق عکاسی است و تاکنون شخصيت‌های معروفی همچون رؤسای جمهور آمريکا، ترومن و نیکسون، رو به دوربین وی لبخند زده‌اند. سرگرمی ديگر پروفسور لطفی زاده HI FI است. او در اتاق نشیمن خود بيست و هشت بلندگوی حساس تعبيه نموده تا به موسيقی کلاسيک با کيفيت بالا گوش کند.


[ویرایش] سوابق و افتخارات

پروفسور لطفی زاده دارای بيست و پنج دکترای افتخاری از دانشگاه‌های معتبر دنياست، بيش از دويست مقاله علمی را به تنهايی در کارنامه علمی خود دارد و در هيأت تحريريه پنجاه مجله علمی دنيا مقام «مشاور» را داراست. وی یکی از پژوهشگرانی است که دارای بیشترین یادکرد (Highly-Cited) در مقالات علمی دنیا می‌باشد. با توجه به نقش منطق فازی در پیشرفت‌های نظری و عملی علم، نام پروفسور زاده در کنار فیلسوفان تاریخ علم ازجمله ارسطو (بنیانگذار منطق صفر و یک) و افلاطون ثبت شده است.

[ویرایش] منابع

منطقی که تکنيک را هوشمند کرد- بی بی سی فارسی

پروفسور زاده: بنیانگذار منطق فازی

Lotfi A. Zaeh: CV

نوشته شده توسط بابک در 23:39 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم بهمن 1387

موزیک ویدیو روبروی مصلا

اینم فیلم ۸ صبح اردبیل

http://www.youtube.com/watch?v=3g65MH5mThc

 

 

نوشته شده توسط بابک در 22:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387

فراخوان به اعتصاب سراسری معلمان در 5 اسفند

13 بهمن 1387, بوسيله ى اردوان


سال­هاست، دغدغه ی اصلی ما وشما اجرای قانونی است که مسئولان بارها و بارها وعده داده بودند با اجرای کامل آن تبعیض­ها به حداقل رسیده و مشکلات معیشتی معلمان به طور جدی برطرف خواهد شد... در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان ، حداد عادل رئیس مجلس هفتم در سال 83 ، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به مجلس ظرف دوماه سخن گفت !! البته در مهلت مذکور هیچ اتفاقی رخ نداد ... لازم به توضیح نیست که مهلت قانونی دولت به پایان رسید وباز هم آنچنان که انتظارآن می رفت از اجرای قانون خبری نشد . سال 87 رو به اتمام است و صحبت از برقراری نظام هماهنگ درسال 88 به میان آمده وباز هم وعده هایی دیگر ! ... تاخیر در اجرای قانون که از سال 85 تاکنون به صورت پی در پی صورت گرفته است اعتماد جامعه ی معلمان را نسبت به وعده ها و ادعاهای جدید به طور کامل از بین برده است .

۱ - ­شنبه 3/12/87 ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس، فرصت زنگ­های تفریح را مغتنم شمرده و با روش­های مختلف همکاران فرهنگی را در جریان برنامه­های روزهای یکشنبه و دوشنبه 4و 5 اسفند­ماه قرار دهند.

2- روزیکشنبه 4/12/87 تمامی همکاران فرهنگی ضمن حضور در مدرسه و استقرار در راهروی مدارس و کمک به مدیران و معاونان محترم در حفظ نظم کلاس­ها، دلایل عدم تدریس خود را به اطلاع دانش­آموزان و خانواده­ی آنان خواهند رساند.

3- روز دوشنبه 5/12/87 به عنوان روز اعتصاب عمومی اعلام و فرهنگیان در این روز از حضور در مدرسه خودداری خواهند کرد.

ازهمکاران گرامی تقاضا داریم در انتشار مفاد این بیانیه از طریق اینترنت ، تکثیر بیانیه و پیامک نمودن روزهای اعتصاب برای اطلاع رسانی بیشتر به سایرین اقدام فرمايند.

نوشته شده توسط بابک در 16:48 |  لینک ثابت  

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387

برگرفته از : www.koroshejavedan.blogfa.com

بابک خرمدین دلیر مرد ایران زمین.

 

 

با فروپاشي شاهنشاهي ساساني توسط اعراب آنان که از ژرفاي بيابانهاي عربستان به ايران آمده بودند نظامي را بر پا کردند که ايران را به ما قبل دوران مادها برد . ولي خوشبختانه با پيروزي انقلاب بزرگ شرق به رهبري بزرگ مردي به نام ابومسلم خراساني نظام شبه برده داري و شبه فئودالي اعراب به يکباره فرو ريخت و دوباره ايرانيان به حکومت بازگشتند و مملکت را در دست گرفتند و تلاش براي از بين بردن نظام شبه فئودالي و برده گي اعراب را آغاز کردند . از میان پيشگامان اين قیام بزرگ براي رهائی از استیلای اعراب ميتوان به يوسف برم - سپيدگامگان - سرخ جامگان - حمزه آذرک سيستاني و بابک خرمدين نام برد . خرمدين در آن زمان به کساني گفته ميشد که داراي دين بهي ميبودند که آنرا زرتشتي ميناميدند و پيرو مزدک . در انجمن بابک گريستن معني نداشت و آنان از آيين زرتشتي و مزذکي پيروي ميکردند و گريستن را جزو مکروهات دين ميدانستند و شاد زيستن را مستحبات . اما شاد زيستن براي آنان به اين معنا بود که تنها زماني انسان ميتواند شاد باشد که در جامعه محروميت نباشد و مردم در رفاه باشند . آنان از آيين زرتشتي پيروي ميکردند و چراگاهها و رودخانه ها و زمينهاي کشاورزي را براي مردم رايگان قرار دادند تا اربابان نتواند حقي از کشاورزان ضايع کنند و سپس ازدواج يک مرد با دو زن در يک زمان را منع کردند و مساوات بين زنان و مردان را برقرار کردند .بابک سردار ايران در آغاز قرن دوم و به عبارتي در سال 200 ق جنبش خود را رسما آغاز کرد . "ابن حزم" مينويسد ايرانيان از نظر وسعت ممالک و فزوني نيرو بر همه ملتها برتري داشتند. مرکز فعاليت بابک در آذربايجان بود . به گزارش "بلاذري" در حاکميت ابن فيس اعراب گروه گروه به آذربايجان خيزش ميکردند و اموال و زمينهاي آنان را تصرف کردند . طبق تاريخي بخارا از اعراب چنين ميگويد : مردي وي را دو دختربود که "ورقا ابن نصر" هردو دختر را بيرون کشيد . مرد گفت : از بين اين شهر بزرگ چرا دختران مرا ميبري ؟ مرد عرب جواب نداد و اعتنايي نکرد . پدر بجست و کاردي بزد و برشکمش فرو برد . خبر به سران قبيله رسيد و تمام مرداني که در آن روستا قادر به جنگ بودند به جهت تنبيه توسط اعراب وحشي کشته شدند . ابومسلم شرق ايران را از اعراب پاکسازي کرده بود و آذربايجان همچنان در قدرت اعراب بود . بنابراين بابک برخواست و به پشتوانه مردم دست به نهضتي زد که در تاريخ هميشه جاويد ماند . نخستين درگيري سپاه مامون با بابک در سال 204 ق گزارش شده است و نتيجه اين جنگ پيروزي بابک شد . سال ديگر مجددا لشگري از اعراب براي مبارزه با بابک عازم آذربايجان شد و در نتيجه سپاه اعراب در سال 206 ق توسط بابک به کلي در هم کوبيده شد . بعد از آن در سالهاي 206 تا 212 هر سال سپاه عباسي عازم جنگ با بابک شدند که هرباره شکست خوردند . در سال 209 ق در دو نبرد بزرگ دو تن از فرماندهاي برجسته مامون به قتل رسيدند . بابک در تمامی جنگهای خود با دلاوری و شهامت و اراده ای قوی خواب و خوراک و قدرت این اعراب وحشی را از بین برد.در یکی از نبردها که بابک با 200 نفر برای مقابله با 80000 نفر تازی میشتابد خرمدینیان در آستانه ی شکست بودند _چون یک فرمانده ی کاردانی تازیان را هدایت میکرد تازیان داشتند پیروز میشدند که بابک و برادرش مازیار و کاوه زره ی خود را در آوردند _ بابک فرمود:بنگرید و آگاه باشید که این آرین نبرد ماست . اعراب از این جمله به وحشت افتادند.بابک به دل سپاه تازیان وارد گشت و فرمانده ی تازیان را کشت و اینقدر مقاومت کردند که اعراب از بیم جانشان فرار کردند وبابک و یارانش آنها را تعقیب نموده و همه ی آنها را درهم کوبید و منهدم ساخت.در سال 212 ق محمد ابن حميد طوسي با سمت والي آذرايجان اعزام شد و سپاه بزرگي در اختيارش گذاردند تا به کار بابک خاتمه دهد . محمد بن حميد نزديک به دو سال با بابک درگير جنگ بود که در نهايت در ربيع الاول 214 ق / خرداد 208 ش محمد ابن حميد در کنار روستاي بهشت آباد کشته شد و سپاه او به کلي منهدم گشت . بعد از اين پيروزي هاي چشمگير بابک به گفته تاريخ طبري مردم تا اصفهان و همدان به جنبش او پيوستند . در آن زمان مامون در سال 18 رجب 218 ق درگذشت و برادرش معتصم به جايش نشست . او بلافاصله لشگري به غرب ايران گسيل کرد که به گفته تاريخ طبري در اواخر اين سال شست هزار نفر از روستائيان همدان را قتل عام کردند . ولي در نهايت بابک سپاه معتصم را شکست داد و مرز فعاليت بابک تا بغداد هم رفت و معتصم از بيم حمله بابک به کاخش محل خود را به سامرا منتقل نمود و آنجا در آينده پايتخت دولت عباسي شد . در آن زمان معتصم مبارزه با بابک را به دست يک شاهزاده ايراني فراري که به وي پناه آورده بود به نام افشين داد که از خاندان ساساني بود . افشين که به دستور معتصم قصد جان بابک را کرده بود تصميم به جنگ با وي کرد ولي از آنجا که ميدانست در اين جنگ بايد تعدادي زيادي از هموطنان خود را بکشد دست به گفتگو زد و از مردم خواست تسليم وي گردند . به گفته تاريخ طبري ميگويد تعدادي زيادي از مردم که از جنگ و کشتار به تنگ آمده بودند تسليم افشين شدند . و افشين در يورشي به سپاه بابک تعداد زيادي ازآنها را کشت ( در زمستان 214 ش ) و بابک مجبور به فرار گشت . به مناسبت مناطق کوهستاني و سرما افشين به برزند برگشت . بعد از گذشت دو سال ( در سال 216 ش ) بابک موفق به جمع آوري سپاه ديگري شد و آماده مقابله با افشين گشت و بعد از چنيدن نبرد با افشين هردو تصميم به صلح کردند و در زماني که براي گفتگو به مکاني نزديک شده بودند تيپهاي سپاه افشين وارد شهر شدند و و آتش گشودند و شهر را ويران ساختند عده کثيري کشته شدند ( به طوري که بعد از گذشت سه روز اثري از شهر به جا نماد ) گروهي بر فراز قلعه بابک رفتند و پرچم اسلام را در آنجا برافراشتند .در نتيجه خبر به بابک رسيد و او مکان گفتگو و صلح را ترک کرد و خود را به شهر رساند . ولي دير شده بود و خانواده بابک از جمله پسرش اسير شده بودند . افشين پسر بابک را مجبور به نوشتن نامه اي کرد تا بنويسد که بابک ( پدرش ) اگر تسليم شود به صلاح همگان است . نامه به دست بابک رسيد و او که به همراه زن و مادر و يک برادرش به قصد ارمنستان سفر ميکرد با خواندن نامه بر افروخته شد و گفت اگر آن جوان پسر من بود بايد جوانمردانه ميمرد نه اينکه خودش را تسليم دشمن کند و به پيام آوران نامه گفت به او بگويند حيف از نان من که بر تو است اگر زنده بمانم ميدانم با تو چه کنم . در چند روز بعد مادر و زن و برادرش دستگير شدند و بابک به تنهايي مجبور به فرار به ارمنستان کرد . افشين که براي دستگيري بابک جايزه هاي زيادي گذاشته بود مردم را به به فروختن بابک تحريک کرد . و در نهايت يکي از کشاورزان که رخت و لباس برازنده و شمشير زرين او را ديد متوجه شد او شخص معمولي نيست و احتمالا بابک خرمدين است و در نتيجه او را به منزل دعوت کرد و بابک که خسته از راه و جنگ و زندگي دعوتش را پذيرفت.و بعد سراغ کشيش شهر رفت و او را خبر داد و در نتيجه کشيش بعد از چند روز پذيرايي از بابک و جلب اعتماد وي محل او را به افشين اطلاع داد و در نتيجه بابک دستگير شد . سپس او را دست بسته به قرارگاه افشين بردند و در بين راه مردمجمع شده بودند و از دستگيري رهبر محبوبشان زنان شيون ميکردند و بر سر ميزدند . سپس خليفه جايزه بزرگي به افشين داد و دستور داد تا بابک را به سامرا منتقل کنند و او را در لباسي زنانه و حنا کرده همراه با نقش و نگار در شهر گرداندند تا درس عبرتي براي ديگران شود تا از وطن خودشان دفاع نکند و سپس مراسم اعدام او با هياهو و شلوغي زيادي آماده اجرا گشت . "ابن الجوزي" مينويسد معتصم در کنار بابک نشست و گفت تو که اينهمه استقامت و مبارزه کردي حالا مشخص خواهد شد که چقدر تحمل داري . بابک نيز گفت : خواهيم ديد

چون يک دست بابک را با شمشير زدند خون از بازوانش فوران کرد و او صورتش را از خون دستانش رنگين کرد . خليفه پرسد چرا چنين کردي ؟ بابک گفت : وقتي دستهايم را قطع کردي خون بدنم خارج ميشود و چهره ام زرد رنگ و آنگاه تو خواهي گفت که چهره من از ترس مرگ زرد شد و من مايل نيستم چهره زرد رنگ مرا دشمن ( اعراب ) ببيند. سپس پاهاي بابک قطع شد و شکمش را دريدند و در نهايت سر از بدنش جدا کردند و لاشه بابک را بر روي چوبه داري بلند در سامرا قرار دادند و سرش را خليفه براي عبدالله طاهر به خراسان فرستاد . اعدام بابک چنان مهم بود که محل دارش تا چند قرن به نام "خشبه بابک" ( چوبه دار بابک ) شهرت همگاني داشت . برادر بابک نيز مانند وي طبق گفته طبري تکه تکه شد و او هم مانند برادر بدون فرياد و شيوني از دنيا رفت . هم اکنون مراسم يادبود اين سردار در شهر کليبر در آذربايجان بر فراز کوهي که قلعه او هم آنجا قرار دارد همه ساله گرامي داشته ميشود .


بدين گونه بابک خرمدين بعد از 22 سال مبارزه پر افتخار براي کشورش که در تمام جنگها با اعراب پيروز بيرون مي آمد با توطئه يک ايراني فراري و مردم ناسپاس گرفتار شد و زندگي وطن پرستانه اش به پايان رسيد... روحش شاد باد ..

 

 


نوشته شده توسط بابک در 11:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم بهمن 1386

roozname iran moverekh 2 bahman

با برودت شديد هوا در اردبيل
درياچه يخ زده شورابيل جاذبه جديد گردشگرى شد


گروه اجتماعى ـ اين روزها مى توانيد با خيال راحت با خودرو و نه قايق از درياچه شورابيل رد شويد.
درياچه گردشگرى شورابيل اردبيل به علت برودت شديد هوا در اين منطقه يخ زده و به جاذبه جديد توريستى تبديل شده است.
«يحيى نقى زاده» معاون گردشگرى اداره ميراث فرهنگى و گردشگرى استان اردبيل با اعلام اين مطلب به خبرنگار «ايران» گفت: برودت هواى اردبيل در چند سال اخير بى سابقه بوده و در حال حاضر به ۳۱- درجه سانتيگراد رسيده است. اين سرما موجب شده درياچه توريستى شورابيل كه در محدوده شهر اردبيل واقع شده، يخ بزند.
ضخامت يخ در اين درياچه به ۷۰ سانتيمتر رسيده است و مى توان با اتومبيل از آن عبور كرد.

وى با اشاره به اين كه درياچه شورابيل هر سال در فصل زمستان يخ مى زند گفت: با توجه به شرايط جوى در اردبيل هر سال لايه يخ درياچه گردشگرى شورابيل را مى پوشاند، اما امسال ضخامت يخ آن بى سابقه بوده، به طورى كه به جاذبه جديد گردشگرى تبديل شده و گردشگرانى كه براى تفريح و ورزش هاى زمستانى به اردبيل سفر كرده اند، به درياچه شورابيل نيز مراجعه مى كنند.


نقى زاده به برپايى جشنواره ورزش هاى زمستانى كه در نوزدهم تا بيست و ششم بهمن در منطقه آلواريس سرعين برگزار مى شود، اشاره كرد و گفت: اين جشنواره به همراه درياچه يخ زده شورابيل و آب گرم سرعين گردشگران زمستانى فراوانى را به اردبيل جذب مى كند.
درياچه شورابيل با وسعت سه هزار متر مربع در محدوده شهر اردبيل يكى از جاذبه هاى گردشگرى اين شهر در فصل تابستان محسوب مى شود. با يخ زدن اين درياچه، جاذبه گردشگرى شورابيل به زمستان هم منتقل شده است.(rooz name iran 2 bahman)
نوشته شده توسط بابک در 17:25 |  لینک ثابت   •